چصناله
جمعه ۱۴۰۴/۱۰/۱۲ 10:47 ~ گردآفرید ~حاجی من چقدر طفلکیم
رمان تنهاییو خوندم و چقدر با اینکه فقط یه رمان بود درس زندگی بهم داد...
رفتم تو فاز افسردگی...
خستم از حرفای تکراری
یه زخم بازه هیچوقت بسته نمیشه ، هر چند وقت یبار عود میکنه!
فکر میکنم از وقتی مدارس شروع شد دیگه متن بلندی توی وبلاگم ننوشتم...
اون سگدونی که توشم اجازه نمیده !
خسته ام از دست خودم ، عادی نیست آدمی بخواد نه یه سال نه دوسال ، اینهمه سال و نشه! من از اون دسته آدمام که اعتقاد دارم هر چی بخوای میشه...
و میدونی فهمیدم من اصلا متعلق به این روند آموزشی نیستم ، داره تموم میشه ولی امیدوارم برای من خوب تموم شه. دارم نابود میشم دارم نابود میشم دارم نابود میشم. برای من که تموم شد ولی از الانم میدونم آرزوی تولد امسالم موقع فوت کردن شمعا اینه که تمام این مافیا های کثافتی که برای کنکورن از بین برن چون دارم منو ازبین میبرن! چون بجای برقراری عدالت اموزشی دارن نا عدالتی اموزشی میارن.
من فقط هوش دارم ، نه پول بابامو دارم نه خانواده کسی کاره اییه توش! فقط خودمم و هوشمم.. و میدونی داستان اینجا مسخره میشه که یکی با پولی که داره میلیارد ها میلیارد ها پول به کلاس و کتاب میده که من ندارم، معلومه هرچی تست بیشتر بزنی برنده ای ولی وقتی پول خریدنشو نداری چی؟
البته تنبلی هم هستا ولی بازم میتونست وضعیت صدها برابر بهتر باشه ، وقتی من بتونم هدفمو پیدا کنم قطعا که براش تلاش میکنم وقتی چیزی که من میخوام نه تو درس هست نه تو حرفه نه تو دانشگاه... چیکار کنم؟ تقصیر منه این کشور فقط رشته های پزشکیش پیشرفته است/ رشته های صنعتیش مال هزار سال پیشه!
منم ارزوهام مثل صباست ولی نمیرسم بهش چرا؟ جون بابای من پول یه هواپیمای رفت اونونمیتونه بده...
برسم با تلاش خودمم ، من 10 سال دیرتر میرسم ، ده سالی که میتونستم با ارامش زندگی کنم ولی همش استرسه و سگ دو زدن.
مامان خسته است منم خستم
دوست دارم چمدونمو جمع کنم و برم... برم و برنگردم فقط پول دv بیارم بدم خانوادم .... عوض پولاییکه بابام اینهمه مدت برام خرج کرد و عوض پولایی که مامانم بخاطر من نتونست دربیاره.
دوست دارم برم بغل امام رضا که منو بدون حرف زدن درکم میکنه بغلم میکنه و همه وجودمو پر ارامش میکنه.
دوست دارم از مدرسه گوهم با وجود اون همه دانش اموز گوه ترش در بیام!ازشون متنفرم!
سال دیگه کنکور دارم ویسسس من یه ساعتم نمیتونم درس بخونم...
خدایا خودت رحم کن بهم ، با شرایطی که دارم فقط با دانشگاه رفتنه که میتونم خودمو بالا بکشم!
You called me again, dr–k in your Benz
تو دوباره منو صدا کردی. توی ماشین بنزت از خود بی خود کردی
Drivin’ home under the influence
تحت تأثیر رانندگی در خانه
You scared me to death but I’m wastin’ my breath
تو منو تا سرحد مرگ ترسوندی، اما من نفسم رو دارم میکشم (هدر میدم)
‘Cause you only listen to your f—in’ friends
چون تو فقط به دوستای لعنتیت گوش میدی
I don’t relate to you
من هیچ ارتباطی با تو ندارم (به تو ربطی ندارم)
I don’t relate to you, no
من با تو ارتباط ندارم (به تو ربطی ندارم)، نه
‘Cause I’d never treat me this s–tty
چون هیچوقت اینطوری (با این لحن) باهام رفتار نمی کنن
You made me hate this city
تو مجبورم کردی از این شهر بدم بیاد
And I don’t talk s–t about you on the internet
و من در مورد تو توی اینترنت حرف نمیزنم
Never told anyone anything bad
تا حالا به کسی چیز بدی نگفته بودم
‘Cause that s–t’s embarrassing, you were my everything
چون این گند شرم آوره، تو همه چیز من بودی
And all that you did was make me f—in’ sad
و تنها کاری که کردی این بود که منو ناراحت کنی
So don’t waste the time I don’t have
پس زمانی که من ندارم رو هدر نده
And don’t try to make me feel bad
و سعی نکن احساس بدی به من بدی
I could talk about every time that you showed up on time
من می تونم در مورد هر باری که سر وقت اومدی حرف بزنم
But I’d have an empty line ’cause you never did
اما من یه خط خالی دارم چون تو هیچ وقت اینکار رو نکردی
Never paid any mind to my mother or friends, so I
هیچ توجهی به مادر یا دوستان من نداشت، بنابراین من …
Shut them all out for you ’cause I was a kid
همه شون رو به خاطر تو خفه کردم چون من یه بچه بودم
You ruined everything good
تو همه چیز رو به خوبی نابود کردی
Always said you were misunderstood
همیشه میگفتی که اشتباه میکنی
Made all my moments your own
تمام لحظههای من رو از آن خودت کن
Just f—in’ leave me alone
فقط منو تنها بذار
ذهنم پر از ایده و فکره و تنم پر از تنبلی!
و وقت هم ندارم خیلی جالبه...
امسال دیگه ۱۲ سال کامل میشه و بای باااااای مدرسه...
اول اینکه چقد بلاگفا خلوت شده...
دوم اینکه من همیشه دوست داشتم از تجربیاتم به بقیه کمک کنم و اینک من در شرف کنکوری شدن زده به سرم که به سوالای بقیه جواب بدم
بعنوان کسی که هر نوع مدرسه ای رو امتحان کرده بجز غیر انتفاعی
تیزهوشان قبول شده
نمونه دولتی قبول شده و تحربه درسخوندن توش رو دارم
مسابقات مختلف شرکت کردم
هر سوال درسی ای دارید بپرسید تو کامنت های همینجا ، بهشون جواب میدم حتما حتما...
من یازدهمم اگر پایه تون کمتر از منه منتظرتونم🤍
ورد زبونم شده شریف شریف شریف!
من باید شریف قبول بشم!!!
مسئله ی اول؛ چرا وبلاگم دیگه نمیره توی وبلاگهای بروز شده؟؟؟
مسئله ی دوم؛ باید مثل خر درس بخونم امروز ولی من نمتتتتتت....
دوست ندارم امروزم اون زنی** ب***ه بهم ، اونیکی زنه هم دوست ندارم امیدش نا امید تر از این بشه ازم...
اه چقدر اینجا تصویر گذاشتن سخته!
امروز فهمیدم مرگ چقدر میتونه بهم نزدیک باشه!
این چه وضعشه ، چرا همه جا همه کس از من طلبکارن؟
چقدر با گوشی تایپ کردن و بدون کامپیوتر سخت و مزخرفه!
چقد همه چی سخت و مزخرفه. چقد تکراری ، چقد پیش بینی شده ، چقدر حال بهم زن ، چقدر من حوصله ندارم ، چقدر بسه...
دارم تموم میشم ، ولی دارم میدوم ، چرا؟؟ چون باید بشه! این همه سگ دو نزدم که اینجورجاها وا بدم .
مثل سگ کل تابستون زحمت کشیدم ، الانم همینطور ، از تلاش دارم خسته میشم ، چون نتیجه ای نمیبینم و این صدای تو سرم خفه نمیشه ! سرزنش های مامانم تموم نمیشه ، مدرسه به نتیجه نمیرسه ، دوستام دور تر میشن ، من خسته تر و بی جون تر میشم ، من خسته تر و بی جون تر میشم درحدی که گریه؟؟ گریه ای نیست!
اشک برای چه چیزی بریزم؟
برای تلاش دخترانه ام در دنیای مردانه ها؟
برای دویدن به دنبال حتی یک میلی متر از حق و عدالت توی دنیایی که همش زر مفت میزنن از عدالت! دنبال چی ام؟ آینده ام ، آینده ی رویایی که با واقع بین بودنم هرروز و هرروز کم رنگ تر میشه؟
تلاش برای ثابت کردن خودم به مامان؟ مامانی که هرروز درصد بیشتری از منو له میکنه و بنظرش چون هیچ زری نمیزنم یعنی خیلی سرخوش و خوشحالم؟! چرا بنظرت هیچ گوهی نمیخورم ، ده برابر بقیه و صد برابر پروانه ی پارسال دارم سگ دو میزنم ، عین خیالت نیست که ۷۰-۸۰ درصد خودمو گذاشتم تو چشمت اون ۲۰ درصدو میبینه! نمیدونم از دستت چیکار کنم مامان...
خسته شدم از دستت ، میخوام از این خونه فرار کنم ، ولی کجا؟ مدرسه؟ که صدتا صدبرابر سمی تر از تو اونجان؟ مامان من بچتم ، مقابلت نیستم که باهام بجنگی ، پشتت هم نیستم که افسار ببندی بهم بکشیم ، من کنارتم!
بفهم منو ، بفهم!
این پستویادتونه؟ خبببب، ماجرا حل شد و من حدود یک هفته است که برگشتم خونه، دوبرابر درس خوندم تا به مدرسه برسم. اونجا یه موقه هایی تانصف شب برای درس خوندن بیدار بودم. و سفر کربلامونمحدود 4-5 روز بیشتر نشد، و مهاجرت 1 ماهه بدون خانواده داشتم به مشهد!((((:
مدرسه ها داره شروع میشه آزادی و وقت ندارم، طبق معمول. میام توضیح میدم.
میدونی جالب اینجاست که شخصیتی همچو من ، با آهنگای شروین انرژی میگیره، شبیه دوپینگه... حتی بدون توجه به معنی آهنگاش ، صداش کافیه، یا حتی موزیک پس زمینه اش!
عشق همیشه با جسارت همراه نیست ، میتونه باشه ، میتونه نباشه...
همیشه موقعی که به عاشق شدن و داشتن معشوقی فکر میکردم ، میپسندیدم که عشقی داشته باشم و ماجرایی پر از جسارت! معمولا رمان های عاشقانه ای که درخود جسارت را جای داده اند میخوانم ، حظ مبکنم از این همه زیبایی...
اما...
امیدوارم تقاص قلب شکسته ی مامان منو حسابی پس بدی ، امیدوارم خدا حسابشو به سختی ازت بگیره...
آیا عادیه هردفعه با دیدن فیلم ، سکانس ، جمله ، عکس، ادیت از هری پاتر قلبم به پرواز در میاد و پروانه ها توی دلم حرکت میکنن؟
بالاخره پریود شدم بعد مدت خیلی خیلی خیلی طولانی ، سر کلاس زبان بودم و از اونجا مثل همیشه قرار بود یه راست برم باشگاه ، این هفته هم بخاطر قضیه ی ایکس هر روز دوسانس برم که پس نشد!
از فشاری که این چند وقته رومه و فاینالی پریود شدنم اونم انقدر دیر ، تو اتوبوس که بودم داشت گریم میگرفت و میدونی راهی نبود که جمع کنم خودمو...
با اون قیافه آویزونم تو اتوبوس...
پ دیگه پیام نداد، یکی نیست بگه اوکی شاید من دارم میمیرم ، چرا زرتو ادامه نمیدی؟
ف هم بلیطو همون تایمی که خودشون (مامانشینا) خواستن گرفت ، درصورتی که اونی که من میگفتم و ۵ تای دیگه هنوز ۱۲۰ به بالا جا داشتن... و بهانه اش هم اینه که ترسیدیم تموم شه! بعضیا چقدر آدمو خسته میکنن.
دیروز یک عالمه تلاش کردیم دوباره ساعتی که بهتره بگیریم بلیطو که نشد، گیو اپ کردیم و گفتیم اوکی هرچی که خیره!که یهو از آسمون سنگ اومد خورد فرق سرم که هییییی تو هنوز دانش آموزی ؛ مدرسه پیام داده ۲۳ ام مرداد باز میشه!((((:
عالیه نه؟ حالا که من از ۲۰ ام میرم کربلا از ۲۷ هم مشهد و تا اواخر شهریور تهران نیستم ، اونم بدون خانواده. که بهترین اتفاق زندگیم میتونست بشه.
راستشو بخوای ما که رو گنج ننشستیم که معلم خصوصی بگیرم یا کلاس های آموزشگاه برم که عقب نیفتم! ما که رو گنج ننشستیم! ما که رو گنج ننشستیم!
پس فکر کنم نه میرم کربلا نه مشهد ، میرم مدرسه. بخاطر اینکه ما رو گنح ننشستیم...
من یه دختر از خانواده ی معمولی رو به پایینم که باید بجنگم برای هرچیز کوفتی که دلم بخواد ، چون من نه قدرت دارم نه پول.
امروز همون خانمی که تو کلاس یچیزی گفته بود درمورد اقلیتی که من تو اون کلاس تنها فردی بودم که بهش باور داشتم ، و یک عالمه گریه کردم تو خونه از ناراحتی و مظلومیتم...
امروز همون خانم حمایتم کرد(((:
میگن وقتی میخواین دوست بشید کمک بخواید یا کمک بدید ، چون احساسات رو مستقیما هدف میگیره ، و ... خدا خیرت بده عزیزم ، نمیدونی تو اون موقعیت چقدر نیاز داشتم به حمایت.
احساس میکنم کاری که دارم میکنم خود بلند پروازیه ، کارایی که دارم میکنم سختن و به هیچکس نگفتم حتی همشونو ایتجا نگفتم ، احساس دارم میکنم دارم به خودم سخت میگیرم و این درسته! فقط دست کم گرفتم خودمو...
آفرین ، آفرین بهت ح ، بهت افتخار میکنم (((:
داری کارای غیر معمول میکنی و افرین داره.
میدونی، فقط دیدم زورم بهش نمیرسه ، اشکاموپاک کردم و نشستم دوباره ادامه ی درس خوندنم تا بتونم یروزیبه جایی برسم که اینو بهش بفمونم! (((:
فکر کنم مریض شدم!
یا از استادمون گرفتم دیدم شنبه یجوریه ها ، اول کلاس که صداش در نمیومد بعدشم مشخص بود حال نداره . یا از باشگاه که چهارشنبه پیشش دیدم همه دارن سرفه میکنن ، یا از هیئت اونروزی یا...
میبینین؟مستعدم اصلا!
دعا کنین فردا باشگاه دارم ، برم بیام حالمم خوب باشه.
دارم با آبجی کوچیکه زبان روسی یادمیگیریم و پرکتیس میکنیم مامان ناراحته ، زن جای ذوق کردنته؟از همه زندگی من اشکال داری میگیری ، بفهم دیگه از سن کنترل کردن من رد شدیم! نظرت چیه نظرمو بپرسی و با استقلال فکری من کنار بیای؟ بزودی خودمو از زیر بال و پرت میکشم بیرون که استقلال مالی هم دست خودم باشه انقد روم کنترل نداشته باشی، ناراحتم میکنی ، این توجه بهم نشون نمیده وقتی فکر میکنی من هنوز بچه ی ۳ سالم که لازم نیست دلیل کارهاتو راجب خودم بدونم ، زن من بزرگ شدم، منو درجریان مسائل بزار، خوبه همه هم میگن تو خیلی عاقل تر از سنت رفتار میکنی یا میگن از رفتارت بیشتر بهت میخوره !اونوقت تو انقدری روی تفکر خودت راجب من تعصب داری که اینا رو نمیبینی ، ایده آل های فکریت رو راجب تربیت دور نمیندازی... باهام حرف نمیزنییییی! حرف بزن بزار قضاوتت نکنم ، حرف بزننننننننننننننن ، حرف بزنننننننن(جیغ).