http://nahlan.blogfa.com

یکشنبه ۱۴۰۲/۰۳/۲۸ 16:52 ~ گردآفرید ~

ولی این آهنگ :)

هالزی عزیزم :>

شاید بی عنوان

شنبه ۱۴۰۲/۰۳/۲۷ 14:45 ~ گردآفرید ~

نمیدونم :) شاید بد گند زدم (از اون شایدهایی که مطمئنی) راستش نشد ...

دویست فقط هزینه آزمونم شد ، با اون راه دور و خستگی که کشیدیم و +400 (((((:

بیچاره مامان که داره با خوشحالی رویا پردازی میکنه

فردا چجوری تو روش نگاه کنم؟

نمیدونم شاید پنجشنبه باید بعدش خودم خلوت میکردم...

گفتم چرا من یادم رفت خدا رو دارم ولی وقتی خودم غلطی نکردم چی بگم بهش؟ رتبمم فک کنم افتضاح شده .

tags: #Furry

فراموش کردن

چهارشنبه ۱۴۰۲/۰۳/۲۴ 21:45 ~ گردآفرید ~

شما میگید «فراموشش کن !» ولی شهریار در جواب این جمله خیلی خوب میگه :

چشم خود بستم

که دیگر چشم مستش ننگرم !

ناگهان دل داد زد : «دیوانه من می بینمش ! (: »

-یه بغض خاصی تو این شعره ولی ...

tags: #Poetry

آقای حق گوی شهریار

چهارشنبه ۱۴۰۲/۰۳/۱۷ 19:42 ~ گردآفرید ~

از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران

رفتم از کوی تو لیکن عقب سرنگران

ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی

تو بمان و دگران وای به حال دگران

tags: #Poetry

غم دل با تو نگویم

چهارشنبه ۱۴۰۲/۰۳/۱۷ 19:40 ~ گردآفرید ~

غم دل با تو نگویم که نداری غم دل

با کسی حال توان گفت که حالی دارد

-سعدی

tags: #poetry

ای که گفتی

چهارشنبه ۱۴۰۲/۰۳/۱۷ 19:35 ~ گردآفرید ~

ای که گفتی جان بده تا باشدت آرام جان

جان به غم‌هایش سپردم نیست آرامم هنوز

-حافظ

tags: #Poetry

نهلان

سه شنبه ۱۴۰۲/۰۳/۱۶ 19:57 ~ گردآفرید ~

عرب ها به اوج خستگی، ناامیدى ومایوس شدن میگن :"نَهلان"یعنى: تهِ ته غم!

tags: #Dialogue

حرف دلم

سه شنبه ۱۴۰۲/۰۳/۱۶ 13:16 ~ گردآفرید ~

ولی یه زخمایی هست بدتر از مرگه

بد شدی بد نبودم باهات یه دفعه ام که

تو کجایی الان؟ ببین دنبال تو چجوری میگردم !

من تورو زندونی میکردم که نری فقط (:

چراغونی - یاسینی

tags: #Music

نامه ای برای حانیه ی من و تمام حانیه های دنیا

چهارشنبه ۱۴۰۲/۰۳/۱۰ 11:55 ~ گردآفرید ~

میگن اگه ناراحتی افسرده میشی و همش احساسات منفی ازخودت بروز میدی و ذهنت درگیر ایناست... پس تو از زندگی لذت نمی بری و یا تو افسرده ای و یا اینکه تو بد بینی یا...

اما کی از دل یه نوجوون پرشور که هزار تا آرزو و خواسته تو ذهنش داره خبر داره ، نوجونی که مثل یه بذر کوچولو کاشته شده و ساقه اصلی حیاتش از زیر خاک بیرون اومده و جوونه شده ، سختی های زیادی متحمل شده و درد های زیادی کشیده اما نمیدونه تازه اول راهه و کار زیاد داره ...

طوفان و باد میاد ، رگبار بارون میباره ، سیل میاد ، اما جوونه ی قصه ی ما هنوز پابرجاست ، خوشحال میشه و میگه این آخریش بود ، اما نه مثل اینکه طبیعت یه خوابایی براش دیده ...

جوونه ساقه اش زخم شد ، برگ هاش آسیب دیدن ، خم شد ولی هنوز پابرجاست میترسه ولی هنوز پابرجاست ، جوونه وقتی فهمید این آخریش نیست ، نشست و شروع کرد به غصه خوردن و میگفت از زندگی از تلاش و از این استمراری که طبیعت برای آسیب زدن بهش رو پیش گرفته خسته شده ...

اما من میخوام بگم نه تقصیر توعه که طبیعت انقدر بی رحمه نه تقصیر طبیعته ، ما انسانیم ، خدا تو قرآن گفته انسان را در سختی آفریدیم ؛ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي كَبَدٍ ﴿۴﴾( همانا ما انسان را در رنج و زحمت آفریدیم ، سوره بلد آیه ۴)

گفته آره این دنیا سخته ولی من آغوشمو برای تو باز کردم گفته من پیشتم همیشه من پشتتم هر چقدر این دنیا سخت باشه ، هرچقدر طبیعت ، آدمای دیگه ، زندگی ، روزگار بخواد تورو له کنه من هستم ، تو فقط یه قدم بردار به سمت من ، اونموقع من ۱۰۰ قدم بر میدارم و تورو تو آغوشم میگیرم .

شاید وقتی دارم مینویسم بغض توی گلوم بال بال بزنه ولی این که الان داری درد میکشی ، نمیتونی با قرص خوردن و دارو و دمنوش حالتو خوب کنی ، بخاطر اینه که روحت داره رنج میکشه . مغزت داره فریاد میزنه داری بزرگ میشی یاد بگیر که با این سختی ها بسازی !

منو تو باورمون نمیشد میگفتیم دنیا باهامون سر ناسازگاری داره ولی این نبود ؛ ما داشتیم بزرگ میشدیم !

سخته ، چون داریم رنگ واقعی این دنیا رو میبینیم ، سخته چون دیگه زیر بال و پر مامان و بابامون نیستیم ، سخته ولی منو تو از این جنسای ضعیف نیستیم ، منو تو از اونایی نیستیم که با پول باباشون میرن بالا و آخرشم نمیفهمن دنیا چی بود ! منو تو باید خودمونو به این دنیا ثابت کنیم و بگیم اینا که چیزی نیست من قویتر از اینم ... بگیم بزرگ شدن که درد نداشت ... منو تو برای آرزوهایی که هیچ کس نیست بابتش تلاش کنه ، هیچکس نیست برآورده اش کنه ، اگه ما تلاش نکنیم به لقای آسمانی میپیونده ، اگه ما یادمون بره دیگه زندگیمون رنگی نمیشه ... ما باید بخاطر خودمون و آرزوهامون تلاش کنیم ، زندگی کنیم و هیچکس و هیچ چیز هم جلودارمون نیست !

منو تو خدا رو داریم ✨ منو تو باید بتونیم ، و این پایان داستان نیست (((((:

برای حانیه جونم :»

وهر کسی که نیاز به شنیدن داشت !

tags: #Advice

امید تو چشمامه

چهارشنبه ۱۴۰۲/۰۳/۰۳ 19:17 ~ گردآفرید ~

خستم ، توی کتابخونه ، رفتم و اومدم ، چشام فقط برگه میبینه و کتاب !

سرم گیج میره ولی ...

ارزششو داره !

tags: #Future
نهلان

نهلان

سلاام من گردآفریدم!

زنی بود برسان گردی سوار
همیشه به جنگ اندرون نامدار

کجا نام او بود گردآفرید
زمانه ز مادر چنین ناورید
قالب طراحی شده توسط : استلا ★ Stella